رو بر تو ايستاده ام

ايينه ای در دست

من های بيشمار

در دور دست چشم خمارت

در ان هزار تو چه رازی نهفته است؟

در من گذر

پای ابله در جاده های انتظار

در پرسه های شبانه ات

در کوچه های خالی اوازهای بيصدا

در خلوت سکوت سايه روشن قلبم طلوع کن

هرگز مپرس کيم

کشف کن مرا

ای ترجمان شعر های نگفته ام

ای برگريزان سالهای حسرتم

در خوابهای کودکيم

بر بالهای باد

من سالهاست در پی تو

تو در گريز .................