/ 15 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
elena

سلام بازم پيشم بيا ممنون [گل]

zahra

وقتی بهم گفت: " تا آخر دنیا باهاتم... "، تازه فهمیدم چرا میگن: " دنیا دو روزه "...

کافه زندگی

حکایت من حکایت چوپان بی گله وساربان بی شترست ! حکایت کسی که پر از فریاد بود ،  اما سکوت کرد ؛ تا همۀ صداها را بشنود ...

بانو سمن

این شعر و این خط فوق العاده اند. واقعا لذت بردم. دست مریزاد[دست]

مریم

سلام اگه دوست داشتین منو با عنوان کلبه ی من لینک کنین... لینک وبلاگتون در وبلاگم قرار دادم.با افتخار! [پلک]

پریا

از وبلاگتون خوشم اومد ممنون

فهیمه

سلام چرا دیگه از خودتون شعر نمیذارین؟ خیلی وقته که شعری ازتون ندیدم

ماه بانو

سلام وبلاگ متفاوتی دارید موفق باشید[گل]

خسرو پیری

همــــیشـه دقــیقآ وقـــــتی پـُر از حـــرفی وقتـــی بغــــض میکـــُنی وقتـــی دآغونــــی وقــــتی دلــِت شکــــستـه دقیقــــا همیـــن وقـــــتآ انقــــدر حـ ـرف دآری کـــه فقــط میتونــی بگـ ـی : “بیخـــیآل“…[گل][گل]

آرزو

دیگه شعر نمی نویسی؟