به تو ...

به توکه شناختنت در زمان نمی گنجد 

×××××××××       

لبانت به طراوت گل

در دور ست ها چنان عطر افشانی می کند

که رایحه ان مشامم را می نوازد

و گونه هایت به لطافت شبنم

که تشنه ترین باغها را

سیراب می کند

و باغچه قلبم را

چه تلخ به تماشا نشستم

وقتی افق نگاهت دوردست را در نظاره بود

بگذار از پنهانی ترین زوایای روح خسته ام

حزن صدایم را

به پیشواز نیلوفرانه ترین اوایت

به پرواز اورم

بگذار در حسرت نداشتنت

بارانی ترین ابرها رابه شیون اورم

با من بگواین درد را چگونه به سوگ نشینم

که پیشانی نوشت ما

ایه های درد بود

و مرگ ارزو

ای مهر بیدریغ

بر من بتاب

که روح یخ اجینم

تنها در تابش قلب مهربانت

از گور هزار ساله اش

بیدار می شود

×××××

این جان شیفته

در هزاره های نیامده

در شعرهای نسروده

در قلبهای نلرزیده

در اواهای میرای کوه ها

در پرواز های شبانه کودکی

در دشت های تن سوخته از افتاب

در دوردست ترین ستاره های شب کویر

سرود نامت را خواهد خواند

و ترانه قلبت را خواهد نواخت

امید   --      مهر 91

--------------------------------------------------------------------------

شعری از زنده یاد قیصر امین پور

 

روز مبادا

وقتی تو نیستی

نه هست های ما جونان که بایدند نه باید ها

مثل همیشه اخر حرفم

و حرف اخرم رابا بغض می خورم

عمری است

لبخند های لاغر خود را ذخیره می کنم :

باشد برای روز مبادا ...

اما

در صفحه تقویم روزی به نام روز مبادا نیست

ان روز هر چه باشد

روزی شبیه دیروز

روزی شبیه فردا

روزی درست مثل همین روزهای ماست

اما چه کسی میداند

شاید امروز روز مبادا باشد

وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدندنه باید ها ...

هر روز بی تو روز مباداست

از: زنده یاد قیصر امین پور

/ 16 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیدعلی حجازی

سلام هرچیز نو می تواند بهتر باشد از کهنه اش الا دوست که هرچه قدیمی تر پرخاطره و عزیزتر همیشه برای شما احترام قائلم و این را خوب می دانید و ایضا خوب می دانید که یکی از مشوقان من در این وب شما بوده اید و رهنمایی های شما همیشه چراغ راهم اگر چه بسیار جوانتر از ماهستید اما بنوعی پخته وکارکشته این کار کم گویی و چون در گویی شما نشانه از حجم مطالعات شمادارد. حسن انتخابت هم که ... کسی که خانه ی دلش به روی شاملو و قیصر امین پور باز باشد دردل دولت سرایی دارد برای مردمان خسته از تنهایی و رانده شده از اینجا و آنجا تا در سایه سار طراوتش دمی بیاسایند و اما یار : آنکه باد داشته باشیم تا باشیم و آنان آنرا خواهند یافت که دل در گرو دل داشته های دنیوی نداشته باشند و خوب می دانم که شما اینگونه اید یا دوست دارید باشید

نم نم بارون

لبخند های لاغر خود را ذخیره می کنم : باشد برای روز مبادا ... روح قیصر امین پور شاد مرسي از شما

Ducens

ما زین جهان از پی دیدار میرویم ، از بهر دیدن حیدر کرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، گوییم یا علی و ز دیوار میرویم عید غدیر مبارک[گل]

پریشادخت

سلام دوست گرامی... ممنون از نظرتون و خوشحالم که دوباره می نویسید و حضور دارید... پایا باشید

فاطمه کرمی

سلام امید عزیز...بعد از مدتها سلام.... شعر لطیفتون رو خوندم و انتخاب خوبتون از شعرهای استاد امین پور-خدایش بیامرزد- خوب و خوشین ؟ بابت تبریکتون سپاس.... دخترکم"مهتا" انقدر زود هستن رو تجربه کرد که کلی غافلگیرم کرد

زهرا ابراهیم پور

سلام امید عزیز وقتی دوستان قدیمی مثل شما دوباره به وبلاگم میان و کامنت می ذارن احساس خوبی پیدا می کنم. ممنون که اومدین و خوشحالم کردین. شاید امروز روز مبادا باشد...