اوار وهم

دستهایت     

 روایت رازیست سر به مهر
 

که به معجزه عشق تفسیر میشوند

تا تعبیری عاشقانه در وجود اید

انگونه که چون عاشق

به نماز ایستد

هزار فرشته بر او سجود برند

اینک
        این منم

همو که  کافر عشق بود

به بلندای قامتت به رکوع ایستاده

                      و مفسر خوابهای پریشانت هستم

از تو گریزم نیست

چرا که ریسمانی که از قلبت

بر پای من گره خورده است

                     بی انکه بندی باشد

پلیست

که از پرتگاهم

بر استانت گذر گاهیست

ای صداقت ابی

در این وانفسای تنهایی انسان

در این هنگامه دود واهن و سیمان

به فریاد ا
          و بی پروا
                       در پروازی خوش
به تناسخی دیگر

راوی رازهای سر به مهرم باش

و پروا مکن

که این حدیث

همواره مکرر است...

 

 

 

/ 18 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی حجازی

سلام نوشته های امید ما اوج گرفته . مارا یارای دیدن نیست یا که نظاره کردن ,شعله موجش چشمانم را می زندو دستان لرزانم تاب این همه سایبانی را ندارند پروا مکن حدیث زندگی پیوسته تکرار می شود و مردمان کوچه های اشراق خورشید را خواهند دید باور کنید آنقدر پست های شما گیرابود و وزین . که از دوتای آن بهره بردم تا ایجاز دلسرایی ات را خود ببینی حتی در لرزش قلم و قدم الکن من

فاطیما کرمی

حالا آمده ام با ایینه و شمعدانی شکسته.................[گل] ...........کارتان هم خواندم...÷ایان بندی زیباتری داشتین[گل]

سایه

آرام و بی صدا سرک میکشم به اتاقی که ذهن توست برادرانه یا هرچه بشود اسمش را گذاشت این واژه ها تعابیر درستی برای دوست داشتنم نیست همیشه از این محدودیت واژه ها گله مند بوده ام دوست داشتنم را حتما می فهمی پاک و بی غرض همچون خودت آرام و بی صدا سرک میکشم از لای در آنقدر نگاهت می کنم که سر از کاغذ برداری و خودکار بر زمین بگذاری آنقدر که لبخند را روی لبانت نظاره کنم و بی صدا تر از آمدنم بروم شاید در هیچ طبقه بندی خاصی نگنجم ولی . . . دوستانه ، برادرانه و یا هرآنچه بشود تعبیر کرد می بوسمت! "خوب یا بد. من همین آوازم که میشنوی"

سلام همسایه های۵

سلام.با شعری جدید آپم و منتظر نقد و نظر شما. با احترام: رضا یوسف زاده تهرانی

غزال

سلام با شعری از خودم البته اگر بتوان اسم این کلمات مشوش را شعر گذشت به روزم و منتظر حضور سبزتان مانا باشید...[گل]

شايان

سلام دوست من... زيبا بود... آپم و منتظر حضور پر مهرت[گل][قلب][خداحافظ]

غزل امین

سلام امید عزیز. رد پایت در شبق همیشه دلیلی بر خوشحالی من است .چرا که جنس نگاه و قلمتان قابل ارج و احترام است. نقدتان بی غرض و مرضهای واگیر داریست که دورو برها را گرفته .بی پرده , با آرامشی متین چنان می گویید از شعر که جان بندهای آب رفته هم نو می شود .داشتنتان در این دنیای مجازی غنیمتی ست برای من و دوستان شاعری که شعر را بی تعریف و تمجید های الکی می خواهند . با احترام و سپاس بسیار غزل