او یک پرنده بود

سکوت شکست

پرنده به لانه بازگشت

مرد به پیله تنهایی اش

پرنده دلتنگ بود

بالهایش تاب پرواز نداشت

...پرواز چون خاطره ای گنگ

به قصه های پیوسته بود ...

 

/ 10 نظر / 9 بازدید
نیلوفر اقبال

غروب پسین ، پیشین ترین خاطراتت را دوره کن . پر زعبور مرغان مهاجر ، پرهای کنده شده ی خاطرات مرور کرده ی توست . برای همین پر های جا مانده غمگین ترین و تنهای پرهای روزگارند .

پریشادخت

سلام دوست گرامی... شعر قشنگیه ...هرچند پایان تلخی داشت.. ولی این روزها همه پایانها تلخه... به قول اون دیالوگ بسیار زیبا و تاثیر گذاره فیلم درباره الی: یه پایان تلخ، بهتر از یه تلخی بی پایانه... امیدارم تلخی های زندگی برای شما زود به پایان برسه... پایا باشی و مانا.

سایه

آنکه میگوید دوستت میدارم خنیاگر غمگینیست که آوازش را از دست داده است.....

Ducens

سلام الهی.. چه قدر احساسی بود.. موفق باشی امید عزیز[لبخند][گل]

sevena

sepas az ho0z0ret0n [گل] ...!!!1

نیلوفر اقبال

سلام روز بخیر ممنون بابت کامنتتون . شعرها ایرادی نداشت ؟ نظری منتقدی ندارید واسه شعرها ؟ خودم حس می کنم کم و کاستی داره ولی نمیدونم دقیقا کدوم قسمتش . بابت این همه تلخی جدا عذرخواهم

نیلوفر اقبال

سلامی دوباره بابت پاسختان سپاس . نه حقیقتا هیچ وقت حرفه ای کار نکردم و اطلاعات زیادی هم در این زمینه ندارم . منبع جامعی رو اگر میشناسید و زحمت نیست معرفی کنید . یک دنیا تشکر بابت الطاف بی دریغتان ...

هانیه

مرسی بمن سرزدین با اجازه لینکتون کردم

مهسا

ممنون.از خوندنشون سیر نمیشم.