مزامير شب

در تو مي بينم

و در تو در مي يابم

همه يافته ها و نيافته هايم را

وقتي نيست من از تو هست مي گيرد

بسان ققنوسي مي شوم که سوختن را زايشي دوباره مي داند

مکرر دست هايت زيب دفتر شعرم شد

هق هق شانه هايت بغض هاي فروخفته گلويم

شعرم ديگر آهنگ شعر ندارد

وقتي مرواريد اشکهايت خاره دلم را مي نوازند

ديگر هيچ خنياگري در بي وزني اشعارم زمزمه نمي کند

و هيچ رامشگري در رقص قلمم کولي پاهايش را در رج زمين نقش نمي زند

گيتارم نت هايش را گم کرده است

هر مضراب پتکي است

دستهايت را روايتي کردم

براي خواندن تمامي مزامير زميني

و تو مائده اي آسماني شدي

براي تماميت زمينيم......

/ 25 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پريشادخت

سلام . ترکيبات و توصيفات خوبی داريد. اما گاهی اوقات نمی‌دونم چرا سهل انگاری می‌کنيد در استفاده از واژه ها . پيامی که در حرفهاتون هست هم خوبه . (راستش من دوست دارم هر متنی رو که به نوعی شعره راجع بهش صحبت کنم اميدوارم ناراحت نشيد) از پایان بندی اش خیلی خوشم اومد : دستهايت را روايتي کردم براي خواندن تمامي مزامير زميني و تو مائده اي آسماني شدي براي تماميت زمينيم...... راستی چرا به روز نمی‌کنيد؟

پريشادخت

راستی اون چيزی که راجع به سهل انگاری گفتم بيشتر مورد نظرم شعر گنگ خواب ديده بود نه اين شعر. خدانگهدار

پريشادخت

سلام . چرا به روز نمی‌کنيد. منتظر شعرهای جديديم

سلام دوست عزيز ، من نیز دستی در شعر دارم یعنی بهتر است بگویم داشتم و خیلی خوب حس یک شاعر یا نویسنده را نسبت به اثری که خلق کرده می‌دانم،‌ این جمله اغراق نیست که شعرهای شاعران مانند فرزندان آنان عزیز است، ولی این را هم تجربه کرده ام که اگر بتوانی از این مرحله به سلامت بگذری (منظورم این است که برخورد قاطعانه تری با واژه ها داشته باشی و برخی را فدای برخی که بهترند بکنی،‌) آن اثر ماندگارتر و دلنشین تر خواهد بود. البته من رو ببخشید که به خودم اجازه دادم به این صراحت راجع به کارهای شما نظر بدم. راستش فکر کردم کارهای شما ارزشش رو داره که با وسواس بیشتری نوشته بشه. در هر حال براتون آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم که قلیان چشمه احساستون بیشتر باشه و وبلاگتون زود به زود به روز بشه پیروز باشید

اميد

با سلام از دوست عزيزی که منصفانه و مشفقانه پندم داده اند و نقدی از سر دلسوزی کرده اند بی نهايت تشکر ميکنم و شايد نوع نقد ايشان ميتواند سرمشق و الگويی برای نحوه انتقاد و نقد شعر باشد . بايد خدمتشان عرض کنم که چشم حتما فرمايشات ايشان را مد نظر قرار ميدهم و سعی ميکنم بقول ايشان از واژه های بهتر و محکم تری استفاده کنم که بايد بگويم حق با ايشان است و می توان با صيقل دادن کلمات و نيز استفاده از کلمات و عبارات و تشبيهات و تعبيرات بهتر شعر را خواندنی تر و ماندنی تر کرد که البته هنوز هم معتقدم که تنها خواستن نيست بايد فعل توانستن نيز به کار ايد و اين ميسر نمی شود مگر به ازدياد معلومات و مطالعه بهتر و بيشتر و صد البته جوشش درونی و کوشش بيرونی و نيز استعداد خدادادی و ................ خلاصه اينکه کاملا بجا و متين بود فرمايشات ايشان که اميدوارم بتوانم کارم را بهتر ارائه دهم يا حق اميد

يه وبلاگ گرد

مرداد را از دل نوشته های زيبای خودتون محروم کرديد اميدوار شهريور بی بهره نمونه.

علی حجازی

سلام گيتارم نتهايش را گم کرده هر مضرابی پتکی و برای خواندن تمامی مزامير زمينی تو مائده آسمانی شدی و من برای تماميت زمين آنقدر زيباست و پر احساس . که اگه اسمت را مرقوم ننموده بودی می گقتم گفته از گل گفته های اميد است . نمی توانم حسم را بيان کنم از خواندن دلنوشته ات و اینکه خيلی حس خوبی است و مرحمی به اين احساس کنجگاو و جستجوگر من و يا شايد امثال من . که در دل شب بجای خواب . خواب و خفتمان لای لای قشنگ و زيبای شعر شماست گرفتار بودم همان خورد و خوراک و .. که ميگويی و مشکلات پرشی بلاگ دوچندانش کرده بود که بحمدال... مرتفع شد گفت و گفته زياد دارم به قدر اين همه روز و شبی که از گل گفته هايت دور بودم . خواهم آمد يعنی مزاحم خواهم شد نا خوانده

فاطیما كرمي

تا کی هق هق شانه ها را بغض خواهی کرد...برخيز شعری تازه را آهنگ کن...

مهشيد

ای دوست با کوله باری از خاطرات تلخ و شیرین برگشتم .... بیا تا باور کنم فراموشم نکردی... منتظرت هستم... بیا... بیا...

علی حجازی

سلام خيلی دوباره به روزم ومنتظر نظر گفته های ناب و وزينت