نهايت شب

رهايم کنيد

         خدا را

                رهايم کنيد

اين فرياد نيست

ته ناله ايست از سوتک گلو

از نهايت شب تا طلوع سپيده

                            به شب نشسته ام

اوار وهمها

           رهايم کنيد

تصويری در قاب خالی چشمهايم

                                     به بهت نشسته

رهايم کنيد

تا چند

در انتظار طلوع

قاب چشمانم

            تصوير ترا

                     مکرر کنند

تا چند؟

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
REZA

سلام خورشید چشم به راه است پشت ابرهای سیاه , .... تا به کی انتظار و انتظار و انتظار .... قاب تکرار را بشکن , به آینه بیا تازه بشو ...چندی بیش نمانده که خورشید در آید از پس ابر یا علی

نازنين

بعضی وقتا بعضی ها پر از واژه های تازه عشق پراميدند بعضی وقتا بعضی ها مثل تو اميد جان سرشار از خورشيد بودن هستند- بعضی از وقتا خيلی ها مثل تو دوست داشتنی هستند اونم نه به خاطر زيبايی صورت بلکه به خاطر زيبايی صورت - اميد جان از اينکه سری زدی و اون پاراگراف زيبا رو نوشتی مرسی - شرمنده دستهای خورشيدم که نمی تونم ستاره های شب رو توی پيرهن مخملی شب به تو هديه کنم - شرمنده ابرهای تيره بارونم که نمی تونند برن به کوير فاصله ها و ميون عشق داغ تن کوير ببارند. شرمنده سخاوت اميدهايی هستم که توی سينه اين عاشق پيشه هست ولی هنوز معشوقه ای نيست که لااقل هجی اولين حرف از آن را بفهمد - شرمنده شرمنده شرمنده هز چه واژه مثل واژه های قشنگ تو واسه اينکه بتونم لحظه به يادت تو بخندم

نازنين

وقتی که عاشق شدی بايد که واژه های عشق را با مهر بچينی کنار هم تا بتوانی بهترين سخنی را که عاشق به معشوق می گويد تو نيز بگويی و قتی که رود شدی بايد خروشنده چون دريا باشی مواج و نشکن وقتی که بچه شدی و احساس کردی که هنوز کودکی بايد که دويدن را با عشق از پله های سخت زمين به سمت خورشيد آغاز کنی وقتی که حس کردی که مرد شدی آن موقع است که بايد پرتوان با عشق به جوانمردی بپردازی چرا که هرکه جوان مرد است عاشق شيدای والی و سرور همه هستی اش - خداست موفق و مويد باشيد ممنون که باز هم به من سر زديد تنهايی و تنها بودن قصه دار ترين واژه نوشته های يک عاشقه . اميدوارم که هرگز تنها نباشی و سلامتی لباس تنت باشه نازنين

سايه

ضمن عرض سلامكامنت من نقديست بر نوشته و نظر دوست عزيزم پري که فرموده بودن:(از تشبيه هاي تکراري خيلي کم استفاده شده بود ) که البته بنده با نظر ايشون بشدت موافقم و فکر مي کنم که ايشون به اين طريق خواستن از اين شعر تمجيد کرده باشن که البته فکر نمي کنم گفتن اين جمله تمجيدي از شعري مثل اين بحساب بياد.چون اين فکر رو به ذهن آدم و بخصوص کسايي که تا کنون شعراي آقا اميد رو نخوندن مي رسونه که شعرهاي قبلي که ايشون گفتن داراي تشبيه هاي تکراري بوده و حالا چون اين شعر از اينگونه تشبيهات نداشته شما به اينصورت خواستيد مشوق باشيد.البته من مطمئنم منظور شما به هيچ وجه همچين چيزي نبوده ولي حرف شما مثل اين مي مونه که يه نفر يه شعر از حافظ بخونه و اين نظر رو در موردش بده :شعر خوبي بود. قافيه داشت( که قافيه داشتن شعر حافظ در کنار معناي عميق عاشقانه و عارفانه بودن مضمون اونها تمجيدي از اون بحساب نميادو بيشتر به يک شوخي شبيهه تا تمجيد از شعر)بطور خلاصه اقا اميد از اينکه بخوان تشبيه هاي تکراري بکار ببرند گذشتن و بايد بيشتر به مفهوم اشعارشون توجه بشه تا دقت در اين نکته که تشبيه تکراري وجود داره يا خير که اگر هم وجود داره حتما بنا

امید

سلام بر همه دوستان خوبم ممنون از کامنت های زیباتون مخصوصا دوست عزیز و شاعر توانا سایه عزیز که منو مورد تفقد قرار داده اند و باعث افتخاره که شاعر توانایی چون ایشون در مورد شعرام نظر داده اند و ایشون لطف دارند و با نظر لطف مشوق من هستند و دیگر دوستان عزیز که با تشویقهاشون منو به ادامه کار دلگرم میکنند خاضعانه تشکر می کنم و مایه مسرت است که شاعران و ادیبان توانایی چون شما دوستان قدم رنجه فرمودین و به کلبه تنهایی من سر زدین و با نوشته های زیباتون به من پیام دادین که تنها نیستم در خاتمه از همه دوستان نهایت امتنان را دارم و امید دارم که فراموشم نخواهید کرد خدا در همه حال یاورتون باشه یا حق

نازنين

اميد واژه تقدس آفرين دفترهاي مستي و هنگام تنگ دستي اميد مهربان ترين ستاره هاي عشق آفريني واژه ها به راه و امتداد در خورشيد اميد قلبي آكنده از عشق در سراسر واژه هاي نابهنگام هستي اميد واژه اي كه همه به دنبال بدست آوردن آن هستند و همه مي ترسند كه نكند كه بدون او جام هستي اشان پر شود از بي مستي بودن روزگار در اين هستي

shaily

سلام . ممنون از اومدنتون و گذاشتن پيام . راستش تو اون کلمه خودم هم مونده بودم اما برام ايمل شده بود از يکی از گروهها منم خوشم اومد و کپی کردم به هر حال باز ممنون از نقدتون . وب لاگت خوبی داری موفق باشی . ( راستی ببخشين ولی اون قسمت از شعر شاملو که يادداشت کرديد من جايی خوندم مجال بيرحمانه اندک بود و واقعه سخت نامنتظر شما فکر می کنم کلمه واقعه را جا انداختيد و اگه بازم من اشتباه می کنم منتظرم متشکر . موفق باشين

سیما

سلام ممنون که به منم سر زده بودین... بازم آپدیت کردم و منتظرم...

mozhdeh

به اميد روزهای شاد برای شما

mozhdeh

به اميد روزهای شاد برای شما