سکوت را فريادی کردم ..................ديگرگونه

ای ديريافته با تو سخن ميگويم

که دستهايت

ايه های ارامشند

و سر انگشتانت

مخمل نوازش

با تو که دستهايت

پلی است

برای گذار از خود

و ارميدن در سايه مهر ناتمامت

من صدای تو ام

مرا فرياد کن

چندانکه هر فرود ما

فرازی باشد

برای رفتن

برای گذشتن

رازت را بر من اشکاره کن

بگذار

انانکه تفاهم ما بر نمی تابند

گمان برند

که راز سکوت در نگفته هاست

و فاصله

اگر چه قفل تنت بر من اشکاره نساخت

چه باک

که هر نغمه ای ساز کنم

دورا دور ترانه تنت را خواهد نواخت

حاشا که من

اين راز بر تو پوشيده دارم

خوب نگاه کن

ببين عصيانم را

من ايستاده ام

و افراشته ميروم

با من بيا

و هراس مدار

که هر خنده ای از تو بشکفد

دستهايم چتر نوازشت خواهند بود

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همون بچه

ای ديريافته با تو سخن ميگويم که دستهايت ايه های ارامشند و سر انگشتانت مخمل نوازش ؛؛؛؛؛؛؛؛ تنها باتو؛؛؛؛؛؛؛؛ با تو که دستهايت پلی است .........نوشتینش

همون بچه

تنها با تو رو ننوشتين

مستانه

ای صمیمی! . . . ای دوست گاه و بیگاه لب پنجره ی خاطره ام میایی دیدنت . . . حتی از دور آب بر آتش دل می پاشد آنقدر تشنه ی دیدار تو ام که به یک جرعه نگاه تو قناعت دارم دل من لک زده است گرمی دست تو را محتاجم و دل من . . . به نگاهی از دور طفلکی می سازد ای قدیمی! . . . ای خوب تو مرا یادکنی . . . یا نکنی من به یادت هستم من صمیمانه به یادت هستم دایم از خنده لبانت لبریز دامنت پرگل باد ***************************** اميد عزيز شعر زيبايی بود به دلم نشست....کلامت هميشه جاويد

فاطيما كرمي

که دستهايت ايه های ارامشند.... سلام بر دوست خوبم....کم پيدا بودی.... شعرت را خوب خواندم و در بند های کوتاهش تمام شدم....ايه های آرامشت نازل شده در دستهایت خوب حاجت می دهند.... يا حق..............

شيدا

سلام. شعرهای اين چند وقتت جالبتر و ملموس‌تر شدن موفق باشی. التماس دعا

به همين سادگی

حس خوبی به من می گوید دل دوستانم ـ که در این دنیای مجازی آ شنایشان شده ام ـ زلال چون آب و شفاف چون شیشه است.... با همین احساس نابتان این شبهای سبز مرا یاد کنید.... من هم برای اجابت تمام دعاهای شما قنوت خواهم گرفت..... آرزوهایی خوب بدرقه تقدیرتان..... یا علی................................................................................

خاتون

صدا کن مرا صدای تو خوب است...صدای تو سبزينه آن گياه عجيبيست که در انتهای حزن می رويد...

علی حجازی

سلام گو اینکه خبر دادن رسم غریبه هاست . دوستان چون به دیار دوست برسند . خبر می گیرند ناخودآگاه که. که هست ؟ وکه نیست ؟و آخر خبر چیست و .... شعرت زیباست . ناب است . گل است .به تمامی معنا یک شعر نو است. از نوآوری پراست . پر است از معانی و اشارت لطیف ابا در گویشی ساده و سهل که برای همه قابل فهم است و حس . مگر نه اینکه: دستهایت آیه آرامشند و سر ....مخمل نوازش و .... پلی برای ... آرامیدن و من صدای توام . فریام کن تا هر فرود فر ازی باشد برای رفتن برای گذشتن وبرای ... آشکار کن برمن رازت را که راز سکوت در .....نگفته هاس... و... حاشا که من این راز را بر.... پوشیده دارم ببین عصبا... ایستاه .و افراشته .. هراس مدار ... هر خنده ای یا که طپش قلبی .... اینجوریم هر شعری که مرا بگیرد و در حجم خود غرقم کند به حالتی می روم چون خلسه و می گویم می نویسم دست و پا زنان در همان عوالم و تکرار می کنم بیشت و بیشتر تا که خوب بنشیند بر حسمم بر روحم . شعر خوب را می شود از کامنت دوستان فهمید ... واین نیاز به گفتن ندارد . که همشا

يه وبلاگ گرد

سلام شعرتون بسيار زيبا بودوسرشار از عاطفه ای که در شعرهای قبليتون کمتر دیده می شد.پيروز باشيد.