همزاد

با تو گريستم

برای خاطر زندانی که ما را در خود گرفته

با تو نگاه کردم با تو انديشيدم و با تو گريستم

به نوميدی ابر که ابستن است و سر زا رفته است

به تشنگی دشت که با تمام گستره اش ابر را نگران است

به چشمان ستاره که حسرت خواب را

به بر امدن افتاب منتظر است

ای همزاد من

اينه ای برابرت نهادم

و در تو گريستم

برای خاطر باغچه مان

که پزمرده است

برای خاطر خاطره هامان

که در فضای پر غبار پشت سر

گرد فراموشی نشسته است

ترا فرياد زدم

با تمام حنجره ام

ترا دريافتم

با تمام ريشه هايت

فرياد من

پزواک حنجره تست

مرا صدا کن

من با تمام گوشها ترا خواهم شنيد

فرياد تو اشناترين زمزمه هاست

انگاه که خواهش تمنايم را نوازش دستی نيست

من با تمامی دستها به استقبالت خواهم امد

 

/ 24 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی حجازی

سلام سلام بر دوست و استادم سلام بر کسی که در عالم نه مجازی که حقیقی وب لاگ جا و جايگاهش برای من عزيز است . سلام بر کسی که چون من بسيار کسان ديگر را با ناب گفته هایش مشوق بوده است . سلام بر کسی که همانند سربازان گمنام در وادی ادب و شعر يار و ياران نا ديده را بی هيچ چشم داشت ياور بوده و یاذی رسانده است نبينم که بگوييد . ته کشيده است جوهر قلمتان . که در خانه اگر کس است يک حرف بس و ما اگر چه کسی نيستیم اما از شما بی شمار حرف ناب خوانديه ايم و شنيده ايم . به بهار که همين دغدغه را داشت گفتم که کم نوشتن يا ننوشتن می تواند دليل تعالی و اوج باشد در عالم ادبيات و بدون شک اينگونه است . بر شاعران احساس حکم می راند و قريه خدادادی يار شان اما بر اهل نقد و مردان هدايت و فهم عقل و علم که هر دو در وادی خواندن و خونادن چون فولاد اب ديده می شوند . استاد شفيعی کدکنی شايد به اندازه خيلی ها شعر نگويد اما توان و علم و دانش ايشان که گنجينه ای از ذخاير حال حاضر و آینده ادبیات ماست کجا . باز خواهم امد و باز هم خواهم نوشت تا حرف و حالت راپس بگيريد .

سیما قامتی

سلام. شعرتون جوری بود که مجبوم کرد بنویسم. این شعرو بارها وبارها خوندم ولی همیشه طراوت وتازگی خودشو داره. هیچ وقت برام تکراری نمیشه. چون قشنگه. نه قشنگ نیست چون خیلی خیلی قشنگه. همیشه با خوندن این شعرتون یه دنیای دیگه تو ذهنم تداعی میشه سراسر انتظار . من فردا وبلاگمو حذف میکنم چون دیگه حرفی ندارم واسه گفتن... پایدار باشین. خدانگهدار

مهشيد

سلام گلکم آپم بیا °°°°°°°°°°°°|/ °°°°°°°°°°°°|_/ °°°°°°°°°°°°|__/ °°°°°°°°°°°°|___/ °°°°°°°°°°°°|____/° °°°°°°°°°°°°|_____/° °°°°°°°°°°°°|______/° °°°°°°______|______________________ ~~~~/__ امید به زندگی منتظر شماست _\~~~ ~~~~ ~~~~~/ _\~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ ,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~* ¯´¨ ¨`*•~-.¸..... *•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*´¨¯¨`*•~-.¸,.-~*

پريشادخت

سلام شعر زيبايی بود و البته به نظر من نسبت به شعرهای ديگرتون بهتر با احساسی سرشار. پیروز و سبز باشید.

زيبا بود .پیروز باشيد.

آقای اميد لطفا اين کامنترو تاييد نکنيد. من فکر می کنم شعر خوب وقتی روی خودش را به شاعر نشون ميده که شاعر نخواهد برای فرار از يادی ويا فکری آن را بسرايد.اولين نشانهای ...قاصر شدن زبان است.اما بدونيد که خيلی احساساتی تر شده ايد.کامنتی را که در پست نوشتم گذاشتم بخونيد و حذف کنيد.سلامت وپيروز باشيد.

شيدا

خاطره هيچ وقت فراموش نمی‌شه حتی کم رنگ هم نمی‌شه مگر اين‌که آدم خودش بخواهد مثل همون کاری که شما با من کرديد

شيدا

قلم آدم خشک نمی شه مگر اين‌که احساس آدم خشک بشه به خودتون فرصت بديد و با نيروی دوباره بياييد.

كرمي

اينه ای برابرت نهادم...............